عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : محلاتى )

68

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

معه حيثما زال . 4 / 134 يارى كن برادر خود را بر هر حالى ، و برو به همراه او هر كجا برود . 325 / 52 - ربّ أخ لم تلده أمّك . 4 / 76 چه بسا برادرى كه مادر تو او را نزاييده ( بلكه بر اثر صميميت در دوستى برادر تو شده ) 326 / 53 - ربّ عشير غير حبيب . 4 / 71 چه بسا فاميلى كه دوست نيست . 327 / 54 - شرّ الأتراب الكثير الارتياب . 4 / 177 بدترين همسالان و همدمان كسى است كه شك و ترديدش در كارها زياد باشد . 328 / 55 - شرّ الأصحاب السّريع الانقلاب . 4 / 177 بدترين همراهان و ياران كسى است كه زود تغيير حالت مىدهد . « 1 » 329 / 56 - شرّ إخوانك و أغشّهم لك من أغراك بالعاجلة ، و ألهاك عن الآجلة . 4 / 176 بدترين برادران تو و خيانتكارترين‌شان كسى است كه تو را بر دنيا تشويق و ترغيب نمايد و از آخرت غافل و سرگرم سازد . 330 / 57 - شرّ إخوانك من تثبّط عن الخير و ثبّطك معه . 4 / 175 بدترين برادرانت كسى است كه از كار خير خوددارى كند و تو را نيز همانند خود از كار خير باز دارد . 331 / 58 - شرّ إخوانك الغاشّ المداهن . 4 / 174 بدترين برادرانت خيانتكارى است كه ظاهر سازى كند . 332 / 59 - شرّ إخوانك من داهنك في نفسك ، و ساترك عيبك . 4 / 173 بدترين برادرانت كسى است كه تو را دربارهء خودت فريب داده و ظاهر سازى كند ، و عيب تو را از خودت بپوشاند .

--> ( 1 ) - بازگشت هر دو كلام به يك معنا است يعنى كسى كه شك و ترديد بسيار دارد و يا سريعا تغيير حالت مىدهد ، بر مصاحبت و رفاقت او اعتمادى نيست و ثبات و قرارى ندارد ، و ممكن است با اندك پيش آمدى ترك رفاقت و مصاحبت كند .